دوره 8، شماره 2 - ( 3-1405 )                   جلد 8 شماره 2 صفحات 24-13 | برگشت به فهرست نسخه ها

XML English Abstract Print


Download citation:
BibTeX | RIS | EndNote | Medlars | ProCite | Reference Manager | RefWorks
Send citation to:

Balash F, Amiri H, Gheidari A. Anti-Education as a Critical Framework: Structural Barriers, Dialectical Learning, and the Reclamation of Emancipation. kurmanj 2026; 8 (2) :13-24
URL: http://kurmanj.srpub.org/article-2-299-fa.html
بلاش فرهاد، امیری حمید، قیداری عادل. ضدآموزش به مثابه چارچوبی انتقادی: موانع ساختاری، یادگیری دیالکتیکی و بازپسگیری رهایی. کرمانج؛ نشریه فرهنگ ، اجتماع و علوم انسانی. 1405; 8 (2) :13-24

URL: http://kurmanj.srpub.org/article-2-299-fa.html


1- عضو هیئت علمی، مرکز تحقیقات بین‌المللی ایمان مبین ، Efarhaddevelopment@gmail.com
2- گروه روانشناسی بالینی، دانشکده پزشکی، دانشگاه علوم پزشکی کاشان، کاشان، ایران
3- دانشجوی دکتری روانشناسی تربیتی، دانشگاه آزاد اسلامی، واحد علوم و تحقیقات تهران، ایران
چکیده:   (4 مشاهده)
این مقاله مفهوم ضدآموزش را به مثابه چارچوبی انتقادی برای تحلیل موانع ساختاریای که یادگیری اصیل را مسدود میکنند، بررسی میکند. این مطالعه با تکیه بر نقد ایلیچ از آموزش نهادینه شده، آموزش گفت و گو محور فریره و آموزش انتقادی ژیرو، ضدآموزش را نه به عنوان رد آموزش، بلکه به مثابه ابزاری نظری برای آشکارسازی سرکوب سیستماتیک یادگیری دیالکتیکی صورت بندی میکند. از منظر رفتارشناسی، آموزش به مثابه سازوکاری ساختاری در نظر گرفته می شود که رفتار را تنظیم، هنجارهای فرهنگی را بازتولید و روابط قدرت موجود را حفظ میکند. این مقاله سه سازوکار به همپیوسته ی سرکوب را شناسایی میکند: (۱) تحمیل برنامه های درسی از پیش تعیین شده و ارزیابی های استانداردشده؛ (۲) بازتولید سلسله مراتب های اجتماعی از طریق عدم تقارنهای قدرت میان معلم و دانش آموز؛ و (۳) عادی سازی همنوایی از طریق برنامه های درسی پنهان و شیوه های انضباطی. از خلال این تحلیل، ضدآموزش به مثابه چشم اندازی مفهومی ظهور میکند که بازتولید سیستماتیک اقتدار را در درون نهادهای آموزشی برملا میسازد. نوآوری این مقاله در ترکیب واقعگرایی انتقادی، دیالکتیک و رفتارشناسی در چارچوبی یکپارچه نهفته است. واقعگرایی انتقادی با تحلیل اینکه ساختارها چگونه نابرابریها را تولید میکنند، عمق هستی شناختی فراهم می آورد. دیالکتیک تناقضات درون آموزش را آشکار میسازد، جایی که وعده ی رهایی پیوسته توسط بازتولید مسدود میشود. رفتارشناسی نیز دقت تجربی میافزاید و نشان میدهد که تقویت و تنبیه چگونه رفتار را در سطح خرد تنظیم میکنند. این دیدگاهها در کنار یکدیگر، ضدآموزش را به مثابه چارچوبی انتقادی دقیق بازسازی میکنند که هم قادر به تشخیص سرکوب است و هم بدیل های رهایی بخش را تصور میکند. این مقاله با تلفیق نقد ساختاری با دقت فلسفی و وضوح تجربی، به نظریه ی آموزش انتقادی یاری میرساند و مسیری برای بازاندیشی آموزش فراتر از کنترل نهادی ارائه میدهد. یافته ها بر ضرورت برچیدن موانع ساختاری برای بازپس گیری یادگیری به مثابه فرآیندی دیالکتیکی و دگرگون ساز تأکید میکنند.
     
علوم انسانی: پژوهشي | موضوع مقاله: هنر و علوم انسانی (عمومی)
دریافت: 1404/9/4 | ویرایش نهایی: 1404/11/2 | پذیرش: 1404/12/24 | انتشار: 1405/1/7

ارسال نظر درباره این مقاله : نام کاربری یا پست الکترونیک شما:
CAPTCHA

ارسال پیام به نویسنده مسئول


بازنشر اطلاعات
Creative Commons License این مقاله تحت شرایط Creative Commons Attribution-NonCommercial 4.0 International License قابل بازنشر است.